خانه / توسعه بازار / فرایند تصمیم گیری در سازمان چالشی که دیر یا زود گریبانتان را خواهد گرفت.
تصمیم گیری در سازمان

فرایند تصمیم گیری در سازمان چالشی که دیر یا زود گریبانتان را خواهد گرفت.

سعی کنید روند تصمیم گیری را برای مشتریان خود ساده تر کنید تا روند همکاری خود را با مشتری بهینه کرده و تجربه بهتر برای کسانی که از خدمات و محصولات شما استفاده می کنند ایجاد کنید. تصور کنید یک آژانس خرده فروشی یا بانک بتواند مسیر حرکت و رفتار مخاطبان خود را ترسیم کند. و از تجربیات، اقدامات و علت نارضایتی آن ها که منجر به فرایند تصمیم گیری در سازمان می شوند، درک کامل پیدا کند.

شرکت مکنزی (مک کینزی) اخیرا تحقیقاتی انجام داد است که طبق آن، اکثر شرکت ها همواره با تصمیم گیری هایی که نه تنها پیچیده هستند، بلکه بلاتکلیف نیز هستند، مبارزه می کنند. این تحقیقات در مورد فرایند تصمیم گیری نشان می دهد که، سازمان هایی با سرعت بالا در تصمیم گیری با کیفیت، ۲.۵ برابر رشد بیشتر، دو برابر سود بیشتر و ۳۰ درصد سرمایه بیشتری تولید می کنند.

اما چگونه می توان از این بینش ها استفاده کرد و آن ها را به اقدامات عملی و تاکتیکی سازمان تبدیل کرد؟

این سوال به این معناست که چه چیزی الهام بخش تصمیمات است که برای توانمندسازی سازمان ها برای ترسیم مهم ترین فرایند ایجاد ارزش و ایجاد نقش ها و مسئولیت ها از طریق یک تجربه همه جانبه ایجاد شده است؟

هدف این است که همکاری و الهام بخشیدن به اعضای تیم ها کمک کند تا روند کار خود را بهینه کرده تا از اجرای فرایندهای داخل کسب و کار اطمینان حاصل کنند. در نهایت می توانند به مشتریان تجربه بهتری از خرید و دریافت خدمات ارائه دهند.

نمونه های واقعی زیر از شرکت مک کینزی درک این فرایند را برای شما آسان تر می کنند.

بروز کردن فرایندها برای یک سازمان دولتی

یک سازمان دولتی تصمیم داشت یک تحول در سطح سازمان را برای مدرن کردن شیوه کار خود، طراحی مجدد فرآیندهای ارائه خدمات با کیفیت بالاتر، سریعتر و کارآمدتر به شهروندان انجام دهد.

برای این فرآیند خاص، اولین کار اولویت بندی فرآیندها برای طراحی مجدد، شناسایی بیشترین تاثیر از نظر میزان خدمت مشتریاان بود. برای این کار نیاز بود ابتدا یک نقشه از مسیر حرکت مشتریان رسم شود. سپس اقدامات و تصمیمات مورد نیاز برای بهبود این مسیر حرکت ترسیم و اجرایی شد.

یکی از نقاط ضعف و مشکلات موجود، زمانی بود که یک شهروند یا مشتری جدید به سامان مراجعه می کرد. نقشه برداری از این روند نشان داد که هیچ کس در سازمان مسئولیت پذیر نبوده و درنتیجه، روند ارائه خدمت به طور معمول ۷ ماه یا بیشتر طول می کشید.

گام های منطقی بعدی ایجاد شفافیت کلی در ارائه خدمات، بلافاصله با حذف مراحل غیرضروری و روشن شدن فرایند تصمیم گیری و طراحی مجدد فرایند تصمیم گیری و ساده سازی آن اجرایی شد. تاثیرات این اقدامات که از قبل تخمین زده شده بود مورد قبول هئیت مدیره سازمان واقع شد. پیش بینی می شود روند هفت ماهه درخواست تجدید نظر به کمتر از ۱ ماه کاهش یافته باشد.

تصمیم گیری بهتر در یک مرکز هنرهای نمایشی

مثالی دیگر، یک مرکز هنرهای نمایشی است که با بهینه سازی فرایند تصمیم گیری مقابله می کرد. این سازمان در یک چارچوب بسته کار می کرد و با اولویت بندی مطالبات در منابع و حذف افرادی که دارای حق تصمیم گیری در سازمان نبودند، تلاش های زیادی کرد.

مکینزی طی تحقیقات خود با رهبران ارشد این سازمان مصاحبه کرد. و با جمع آوری دیدگاه های نقاط قوت، ضعف و فرایندهای اولویت دار و با کدگذاری وضعیت فعلی از جمله نقش ها و مسئولیت ها و همچنین نقاط ضعف شروع کرد.

سپس کارگاهی آزمایشی برای آزمایش طراحی مجدد فرایند تصمیم گیری در سازمان فراهم نمودند. شرکت مکینزی با تیم اجرایی کامل سناریوی تصمیم گیری در سازمان را پیاده سازی کرد و در مورد موارد اصلی تنش زا به بحث و گفتگو پرداختند.

نتیجه این روند، بهینه سازی فرایندهای اصلی تصمیم گیری در سازمان و همچنین تغییر برخی نقش ها و مسئولیت های  اصلی بود. در ادامه، تیم رهبری به یک چارچوب ساده مجهز شد تا در آینده فرایند تصمیم گیری بهینه تری در سازمان برقرار شود.

طراحی مجدد سازمانی در یک شرکت فناوری

در یک بازار چالش برانگیز و بسیار رقابتی، یک شرکت فناوری واحد تجاری جدیدی با تمرکز بر تجربه مشتری ایجاد کرد. این واحد تجاری به یک الگوی رسمی سازمانی تر تبدیل شد. با این حال طراحی مجدد فاقد وضوح در مورد حق تصمیم گیری در سازمان بود که در بین واحدهای تجاری باعث کندی تصمیم گیری در سازمان می شد.

مشاوران شرکت مکینزی برای درک مسائل اصلی پیرامون این ابهام، مصاحبه هایی با رهبر این سازمان انجام داند. آن ها سعی کردند وضعیت فعلی را در زمانی منطقی شناسایی کنند و نقاط ضعف این کسب و کار را پیدا کنند. سپس در یک کارگاه آموزشی با تیمی ماهر، سناریوها و فرایندهای تصمیم گیری در سازمان را که مشخص نبودند ایجاد کردند.

سپس به یکسری سوالات نظیر چه کسی در این موضوع مشخص در سازمان تصمیم گیری میکند؟ و یا واحد توسعه بازار یا واحد بهبود تجربه مشتری جدید در موضوع جذب مشتری تصمیم نهایی را می گیرد؟ پاسخ دادند.

این کار روند گفتگو را آسان کرد و در نهایت منجر به کار با چالش های متفاوت از آنچه در گذشته اجرایی شده بود، شد. با پیشرفت این روند جدید، شرکت توانست تصمیمات سریع تری بگیرد و پیشرفت چشمگیری داشته باشد.

منبع:

برگرفته از مجموعه مقالات مکنزی

درباره‌ی مهسا جعفری

من مهسا، علاقمند به فعالیت در زمینه دیجیتال مارکتینگ و تولید محتوا هستم، خوشحالم که با تیم نیمو آشنا شدم و در کنارشون فعالیت میکنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.