تحلیل استراتژی گوگل، مدل موعود و تحلیل گوگل از دیدگاه مدل موعود

مدل موعود چیست؟

مدل موعود (مدل واکنش سریع، عمل گرا و اقعی و دورنگر) با نگاهی واقعی، عملگرا به مدیریت استراتژیک و با قابلیت کاربرد در هر سه سطح زندگی شخصی، سازمانی و کشورداری یک پنجره جدید در مدیریت استراتژیک است. مدل موعود به زبان ساده می گوید که استراتژی های زندگی صرفا از تحلیل های پیچیده و حساب و کتاب به دست نمی آید. بلکه استراتژی ها از چشمه های مختلف می جوشند و هنر آنست که ما بتوانیم بستر مناسب برای جوشش استراتژی ها را فراهم کنیم و همچنین کاری کنیم که حاصل این جوشش ها همه به یک رودخانه واحد ریخته شود.

ویژگی کلیدی مدل موعود

یکی از نکات کلیدی مدل موعود  این است که همه ­ی سازمان ها نباید مدیریت استراتژیک شبیه به هم داشته باشد، بلکه بسته به اینکه در چه صنعتی فعال هستند و محیط آنان چگونه است و سازمانشان در چه مرحله ای از عمر خود قرار دارد و چه ابعادی دارد، نظام مدیریت استراتژیک، آرایش خاص خود را می یابد، به عنوان مثال ممکن است یک سازمان بیشتر روی رکن یک و سه متمرکز باشد و همان سازمان ده سال بعد، رکن دوم و چهارم را بیشتر مبنای برنامه ریزی استراتژیک خود قرار دهد. مهم آن است که هر ۵ رکن در شرکت فعال باشند.

 

مدیریت استراتژیک گوگل چیست؟

استراتژی

 اگر از نگاه مدیریت استراتژیک کلاسیک به گوگل نگاه کنیم، واقعاً به این جمع بندی می رسیم که مدیریت استراتژیک برای گوگل کارایی ندارد. امروزه گوگل یک شرکت مالتی میلیارد دلاری است که حدود ۲۰ هزار کارمند در بیش از ۲۰ کشور دنیا دارد که تنوع کاری بسیار زیادی نیز دارد. آنها از جستوجوهای اینترنتی و آگهی های مبتنی بر جستوجو به سمت روش های بازاریابی ویدئویی و دیگر اشکال بازاریابی دیجیتال حرکت کرده اند و به طور موفقیت آمیزی از دنیای مبتنی بر رایانه های شخصی به دنیای مبتنی بر موبایل درحال حرکت هستند.                                                                                                                                                                                                                همچنین مجموعه ای از ابزارهای  سخت افزاری موفق را تولید کرده  و چشم اندازهای فناوری را با پروژه های جدیدی مانند دسترسی سریع به اینترنت و ساخت اتومبیل های بدون راننده، که پروژه هایی با آینده ی معلوم و بسیار خوبی هستند را به جلو رانده اند. اما هیچکدام از ابزارهای مدیریت استراتژیک را به کار نبرده اند؛ از ماتریسهای جی.ای (مکنزی)، سوات، بی. سی.جی و… استفاده نکرده اند ، رسماً نامی از رویکردهای موقعیت یابی، اقیانوس آبی، نگاه مبتنی بر منابع نیز نبرده اند، جلسات رسمی برنامه ریزی استراتژیک ندارند، از مدل های کتاب های مرجع مدیریت استراتژیک استفاده نکرده اند،  بیانیه رسمی تحت عنوان چشم انداز  نداشته و از اصلاحات مدیریت استراتژیک مانند شایستگی بنیادین و قابلیت پویا و… تا کنون استفاده نکرده اند.

گوگل بدون برنامه استراتژیک یا استراتژی موعود

بنابراین بهتر است بگوییم که گوگل مدیریت استراتژیک را رها کرده ­است. اما شاید واقعیت چیز دیگری است. شرکتی مانند گوگل در صنعت و کسب و کاری که فعالیت می کند، می تواند بر اساس برنامه ریزی استراتژیک متعارف عمل کند. گوگل یک بیانیه ماموریت و یک اصول کاری دارد که مسیرش را کاملاً مشخص کرده است.                                                                                                                                                                                                این معادل رکن دیدگاه استراتژیک، (رکن اول مدل موعود) است. همین دیدگاه استراتژیک باعث می شود که یک انسجام فکری و رفتاری به وجود آید. وجود این رکن باعث می شود که گوگل در تعامل با محیط به صورت بهنگام و سریع موضوعات را شناسایی می کند و در مورد آن جهت گیری می کند (رکن سوم). رویکرد دیگر گوگل استفاده از کنشگری و کاوشگری استراتژیک است. براساس دیدگاه استراتژیکی که تعیین کرده است به کارکنان خود اجازه می دهد که به کسب تجربه و انجام آزمایش  بپرازند (رکن چهارم).                                                                                                                                                                                                                                                    بدیهی است که گوگل سازوکاری برای تحلیل میزان فروش و هزینه ها و سایر متغیرهای کسب وکاری دارد، اما رکن تحلیلگری استراتژیک در برابر سه رکن دیگر کم فروغ تر است.

سخن نهایی

بنابراین نکته اینجاست که مدل موعود. این ویژگی را دارد که می تواند متناسب با صنعت، سازمان و دوره عمری که در آن به سر می برد متناسب شود. هر چهار چشمه فعال هستند ولی ممکن است یک یا چند تا از آنها فعال تر و یک یا چند تا از آنها کم فروغ تر باشند. تصمیمات استراتژیک گوگل از هر چهار چشمه می جوشند، هم از چشمه دیدگاه استراتژیک که با اصول مشخص خود جهت گیری های اصلی گوگل را مشخص کرده است از جمله اینکه ماموریت ساماندهی تمام اطلاعات دنیا باعث می شود که گوگل همیشه در جست و جوی محصولات ابزارهای جدید ساماندهی باشد (یک روز ابزاری برای مدیریت مدارک و مستندات و یک روز ابزاری برای جست و جوی کتاب ها).

این جست وجو و این ساماندهی همیشه ادامه دارد. جی میل، یکی از محصولاتی است که از دل کاوشگری و کنشگری زاده شد است. خرید برخی شرکتها مانند یوتیوب، نیز یک تصمیم راهبردی بهنگام است و رها کردن و بستن محصولات کم بازده حاصل تحلیل گری استراتژیک است. گوگل به تمام معنا مدیریت استراتژیک پیشرفته دارد اما اگر عینک مدیریت استراتژیک کلاسیک را بر چشم های خود داشته باشیم از دیدن آن محروم خواهیم بود.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.